آیا هیچ گاه این جمله را شنیده اید که جهل به قانون از هیچکس مسموع نیست ؟ این در مورد قوانین معنوی نیز صدق دارد .
قوانین معنوی همانند قانون جاذبه ، به طور دقیق و همگانی عمل می کنند . مطالعه عملکرد قوانین اک یا روح مقدس ، در زندگی قدم مهمی جهت تسلط بر نفس می باشد . هنگامی که اهمیت آنها را درک کنید ، انتخاب های درست تری می کنید .
وقتی مبدل به خالقین آگاه زندگی های خود بشویم ، با آرامش بیشتری با مبارزات زندگی مواجه خواهیم شد . زیرا می دانیم هر لحظه که بخواهیم تصمیم گیری های مهمی انجام دهیم ، به منابع معنوی مراجعه می کنیم .
قوانین معنوی توسط اساتید اک در مباحثه و نوشته ها منور گشته اند . بسیاری از آنها در این کتاب مرجع بسیار ساده جهت ادراک ومطالعات شخصی ، گردآوری شده اند .
دربارهء اصول معنوی که حکمت ، آزادی و محبت به همراه می آورند،بیاموزید . با ادراک بهتر قوانین معنوی اک تقدیر خود را به دست گیرید .
اصل بنیادین سفر روح این است که انسان روح می باشد ، و بنا بر ارادهء خود قادر به حرکت با کالبد روحانی خویش از مناطق مرئی به مناطق نامرئی است . هنگامی که در این عمل مهارت یابد نتایجی همچون آزادی ، خیر خواهی و حکمت نصیبش می گردد ،اینها خصوصیات خدا گونه نهفته در هر روح می باشند و تحولات معنوی خویش حقیقی بایستی با تمام درخشندگی اش مورد توجه روح قرار گیرند .
برگرفته ازکتاب اکنکار کلید جهانهای اسرار
قوانین معنوی ، حاکم بر جهان های درونی و بیرونی ما هستند . جهت کند و کاو جهان های درونی خداوند از طریق سفر روح ، آگاهی از این قوانین حیاتی ضرورت دارد . همان گونه که سری هارولد کلمپ ، استاد اک در قید حیات ، ماهانتا ، در کتاب " چگونه خداوند را پیدا کنیم " ، می نویسد : هدف واقعی این زندگی آموختن قوانین نظام معنوی است تا بتوانیم ارباب حقوق خود باشیم .
ولی آموختن این قوانین فقط قدم اول است ، زیرا به کار بردن صمیمانهء آنها در امور جزئی زندگی علامت هشیاری واقعی است . این هشیاری از طریق اجرای مداوم تمرینات معنوی اک به دست می آید که چلا را به تجربیات نور و صوت می رساند .
این کتاب حاوی عبارات تفکر انگیزی از جانب دو استاد اک سری هارولد کلمپ و پال توئیچل می باشد که بر اساس این نظام معنوی زندگی کرده اند و به جوینده راههای عملی ادراک و اجرای آنها را نشان می دهند.
در میان این صفحات ابزارفوق العاده ای جهت زندگی بخشیدن به مطالعات معنوی شخصی و مسیر استادی شما قرار دارند .
همه چیز از آسمان گرفته تا زمین تحت حمایت آن می باشد،که صدای ضعیف ملخی را می شنود و در برابر بلند ترین دعاهای ما ، به نظر می رسد ناشنواست ............
در آینده به تفضیل این قوانین مورد بررسی قرار میدهیم.دوستان عزیزی که مایل به مبحث اک ایناری بودند باید ببخشند و کمی صبر تا به موقع به ان هم پرداخته شود.دوستان عزیز در بخش نظرات شرکت کنید تا دوستان عزیز دیگری که در اینجا حضور پیدا میکنند نیز بتوانند از نظرات مختلف همراهان خود آگا شوند.
تعریف واژه ماهانتاازکتاب اک ویدیا:
واژه ماهانتا به وضعیتی از آگاهی اطلاق می شودکه در آن حضور مقام متعال به منظور فراخواندن روحهایی که به درجاتی از کمال نائل آمده باشند و فیض دیدار برایشان میسر شده باشدبه سر منشاء الهی عملکرد دارد.
نماینده این حضور الهی در جهانهای تحتانی یک روح در کالبد انسانی است که لقب ماهانتا استاد حق در قید حیات را به وی داده اند.در بعضی از برهه های زمانی استاد حق در قید حیات مسئولیت مقام متعال را عهده دار نیست و فقط در ارتباط با وضعیت آگاهی ماهانتا در کیهان کار میکند.گاهی هم لقب ماهانتا به او تفویض می شود که در این صورت او را ماهانتا استاد حق در قید حیات می نامند.یک چلا استاد حق را هم از بیرون ملاقات میکند و هم از درون.ملاقات بیرونی او با هیئت انسانی استاد یعنی استاد حق در قید حیات به عمل می آید اما هیئتی را که در درون ملاقات میکند تنها با نام ماهانتا یا نامی که او در مرتبه روح دارست خطاب میکند.

تعریف واژه ماهانتااز کتاب دفترچه معنوی:
ماهانتا بالاترین مقامی است که میتواند به جهانهای پایین می آید. او یک خدا مرد است که توسط سوگماد تعیین شده تا نام یا کلمه پذیرش رااعطا کند.وظیفه اصلی او نشان دادن مسیر بازگشت دوباره به بهشت است برای کسانی که وارد حلقه پذیرش شوند.او همچنین به عنوان یک راهنما عمل میکند.
تعریفی از ماهانتا از کتاب شریعت کی سوگماد(۲):
این تعریف از قول تیندرو ساکی استاد زبر دست اک است که در معبد حکمت زرین آتمالوک مسئول حراست از شریعت کی سوگماد می باشد.
((ماهانتا قائم به ذات است کسی که درون همه حضور دارد،زیرا کل درون اوست.او عین جوهر ذات است و به همین سبب توسط حواس فیزیکی قابل ادراک نیست و فقط روح قادر به کشف اوست.او همان است که مبراء از رنگ و نقش مرئی است الا کالبد فیزیکی اش،بنابراین جاودانه است و هیچ یک از محورهای هوشیاری ادراکش نمی کنند،مگر آنکه در جهانهای بالای اک در قالب آتما ساروپ بقاء یافته باشند.
در آگاهی ماهانتا او خالص از تغییر می باشد و بی شکل و بی نشان است.او عالم مطلق،حاضر مطلق و قادر مطلق است.او در نقش ابزار سوگماد خالق حیات و انرژی های جهان است و سرآمد همگان می باشد.))
با سلام خدمت شما دوستان و همراهان عزیز.
چندی پیش مطلبی در مورد اکویدیاو همچنین جدول مربوط به ماه های آن را برای شمادرج کردم.این مطلب در موردسالهای هر دوره داوازده ساله همچنین تفاوت اک ویدیا با ستاره شناسی می باشد.
اشخاص و ملتها،جوامع و سیارات به تعبیری تحت نفوذ ارتعاشاتی هستند از طبقات بالاتر که هر دوازده سال یکباردور می زنند و به دوره جدیدی وارد می شوند.
روح عامل تشکیل ملتها و جوامع است و به عنوان سکنه سطح سیاره را اشغال می کند.بنابراین روح های مسکون در هر سیاره از تاثیرات دوره های دوازده ساله آن سیاره متاثر می شوند.هر بار که پایان یکی از این دوره های دوازده ساله نزدیک می شود،دسته ای از روح ها برگزیده می شوند تا به سطح بعدی شکوفایی انتقال یابند.

به سالهای درون هر دوره دوازده ساله نیز نامی در رابطه با طبیعت خاص خود اطلاق شده است.آنها عبارتند از:
اول:سالهای بادهای خوفناک
دوم:سالهای برفهای تابناک
سوم: سالهای آفتاب درخشان
چهارم:سالهای گلهای زیبا
پنجم:سالهای ماه کامل(ماه شب چهارده)
ششم:سالهای طوفانهای عجیب
هفتم:سالهای دریاهای سرگردان
هشتم:سالهای گلهای زیبا
نهم:سالهای میوه های فراوان
دهم:سالهای آتشهای طغیانگر
یازدهم:سالهای غلات انبوه
دوازدهم:سالهای برگهای ریزان
اینها همگی در هماهنگی با یکدیگر کار می کنندو هر یک به یک سال درون هر دوره نیز اطلاق میشود.آدمی میتواند هر دوازده دوره را در هر جزئی از دوره ها تجربه کند به همانگونه که می تواند هر سالی را به طور مجزا به این کیفیات اطلاق نماید.
اصل بنیانی اک ویدیا بر این دانش استوار است که کیهانهای خدا نه تنها از نظم برخوردارند بلکه نوعی رابطه درونی در بینابین همه هستی حضور دارد که بر همه چیز حاکم است.اک ویدیا بر این بینش تکیه دارد که نوعی تطابق و هماهنگی در حیات همه چیز از بزرگترین گرفته تا کوچکترین جزء هستی برقرار است.
البته باید عرض کنم که دانش اک ویدیا با دانش ستاره شناسی و امثالهم بسیار متفاوت است.چون این دانشها در قسمتهای سطحی کار میکنند ولی اک ویدیا عمق مسائل را در نظر میگیرد.
ستاره شناسی،ابتدا در دوران کلدانیان نخستین و در میان قبایلی که در حوضه بین رودهای دجله و فرات زندگی میکردند و به فلات بین النهرین موسوم است ،گسترش یافت.اگر چه ستاره شناسی به عنوان ید طولایی در امر پیامبری مورد توجه و عنایت اکثریت واقع شده،معذالک به اندازه اکویدیا قدمت ندارد که گفته اند در دوران طلوع تاریخ بشر در روی سیاره زمین از نقاطی در شمال شرقی فلات تبت ظهور کرده است.

طبیعتا یک جستجوگر معنوی هر کجا که دستش برسد به دنبال حقیقت می گردد.ولی در بعضی از مواقع تمام آنچه او می تواند ببیند زود باوری های کورکورانه و خرافات توده های مردمی است که از فیض الهی سقوط کرده و در دامهای روانی گرفتار آمده اند و دست به دامان ستاره شناسان و غیبگویان شده اند تا آنها را یاری دهند.
هنگام قرائت یک ستاره شناس او صرفا سطح را مد نظر قرار می دهد و به عمق مشکل وارد نمی شود،چون سرو کار او با ارتعاشات سیاره ای است.بجز در مواردی که ستاره شناس به طور خارق العاده ای در کار خود مهارت داشته باشد،بازهم احتمال اینکه قرائتش از عمقی برخوردار باشد کم است.به هر صورت ستاره شناسی نمی تواند بیشتر از اشاراتی بدانچه احتمال وقوعش می رود،کاری انجام دهد.
نتیجه کار هیچ وقت نمی تواند قرائت مثبتی باشد.برای اینکه، مجموعه ای از ارتعاشات سیاره ای که بر روی جداول ستاره شناسی منعکس می شوند،دارای طول موجهای گوناگونی هستند که از لحظه ای به لحظه دیگر تغییر کرده وبا جداولی که ستاره شناس در حال خواندن است تداخل پیدا میکند و تفکیک آنها تقریبا نا ممکن است.
این یکی از دلایلی است که چرا اک ویدیا تا این حد برای بشر قابل اهمیت است.زیرا همه چیز را در مورد او موردبررسی قرار میدهد.در اک ویدیا ساختار معنوی بشر مورد مطالعه قرار گرفته و در ضمن او را مانند یک ارگانیسم همانقدرمحک کی زند که به مثابه یک روح.
نکته:دوستان عزیز در اینده نزدیک حتما به مبحث اک ایناری و کلا اعتبار رویاهای در مکتب اکنکار می پردازیم.فقط چند صباحی فرصت دهید تا اون طور که شایسته هست به این مبحث به پردازیم تا کامل حق مطلب را ادا کرد باشیم
اولین قدم در ورود به اکنکار
کسی که وارد آموزشهای اکنکار می شود آکولایت(البته این بعد از تحقیق و خواندن کتابها و اموزش نامه های اک اتفاق می افتد) نام دارد.پیش از القا به درون نظام پنهان،آکولایت تحت انضباط معنوی اک قرار می گیرد.او باید پیش از ورود به فعالیتهای حقیقی اکنکار،تحت آزمون واقع شود تا شایستگی خود را به اثبات رساند.
نوآموز باید مراتب انضباطی اک را با پشتکار تمرین کند،نخستین لازمه،بر خورداری از یک ذهن پاک است،به این معنی که کلماتی که آلوده کننده فضاهستند به ذهن وی راه میابند،او آدمیان رافقط به مثابه مخلوقات خدا می نگرد و بس،زیرا آنان نیز مانند خود وی روزی همکار خدا خواهند شد.
بر وی لازم است حیطه ذهن را از افکاری که به تمایلات کَل(قدرت منفی افرینش)آلوده اند و می توانند ذهن و اگاهی وی را به زوال بکشند،دور نگاهدارد.از این طریق هوشیاری قدرتمندی را که لازمه حضور در پیشگاه استاد حق در قید حیات است،کسب می کند و از آن به بعد استاد همواره با اوست،او می آموزد چگونه باید از فریب و ناخوشایندی هایی که در محیط پر از تناقض اطرافش بروز می کند،بر حذر بماند.
او می داند که کل عالم،علی رقم اینکه تحت فرمان قدرت کَل نیرانجان(قدرت منفی افرینش)واقع است،حقیقتا عالمی است که برای کسب کمال ،هماهنگی و فضایل نیکو آفریده شده است.
او می آموزد که شکیبایی بزرگترین فضیلتی است که در امور معنوی اک به کار می آید،شکیبایی باعث می شود او بتواند مشکلات زندگی،بار کارمیک،بد گویی آدمیان و درد و سوزش بیماری ها را تحمل کند.او همواره با ثبات و استواری ذهنش را بر روی نور خدا ثابت نگه می دارد و هر گز رخصت انحراف و سلب توجه از هدف اصلیش که خداشناسی باشد را به خود نمی دهد.
او به جایگاهی می رسد که بتواند فروتنی و عفت و عزت نفس را در زندگی زمینی شناسایی کرده و دریابد که تنها در مقابل خدا مسئول است نه در برار کسی با چیزی که در تعلق به اقلیم جسمانی است.عزیزان،بستگان و خانواده او منظرهای خدا در زندگی او هستند تا در خدمت سوگماد مقام متعال کل عالم درآیند.
او به زودی در می یابد فروتنی نقطه مقابل نفس تحتانی است.او اجازه نخواهد داد این نفس بر سر راه رسیدن به سوگماد و مراتب آسمانی قرار بگیرد.او می داند خود ستایی تنها دامی است که کل نیرانجان همواره بر سر راه او می تند و بردگی نفس همان بندگی کَل(قدرت منفی افرینش) و عملی بس حماقت بار است.
او به قوه تمیزی دست می یابد که تفاوت بین همه ظرایف را در خواهدیافت و خواهد دانست که نیک و بد ،زیبایی زشتی و گناه و ثوابی وجود ندارد،اینها همه مفاهیم ذهنی بوده و در تعلق نیروهای دوگانه عوالم مادی قرار دارد،با درک و تشخیص این واقیعت،از دام کَل رهایی حاصل می کند.
اکنون او آماده ورود به اقلیم خدا و اقیانوس عشق و رحمت است.او به خود اک بدل خواهد شد.....

درباره معنای رموز اعداد می شود سایتی جداگانه تاسیس کرد،ولیکن در اینجا سرو کار ما با آن دسته از اعداد است که در رابطه از اک ویدیا نقش عمده ای ایفا می کند.

کلمات سمبلهایی برای اندیشه هستند.ولیکن اعداد سمبل های واقعی الهی می باشند.حقایق معنوی که جاودانه در جهانهای بهشتی حاضرند،به خودی خود به تناوب در جهانهای مادی توسط اعداد خاص که در اکنکار مقدس شمرده می شوند به ظهور می رسند.
استاد معظم حق؛ یائوبل ساکابی که در راس معنوی آگام دِس واقع است،اظهار داشت:((جهانها بر حسب قدرت اعداد اک بنا شده اند.بنابراین،کلید فهمیدن جهان باید در اعداد باشد.))
پس اعداد رمز دیدگاه باستانی از زندگی، به معنایی گسترده است.که شامل آدمی و سایر موجودات و تکامل نژاد بشر ،هم فیزیکی و هم معنوی می شود.
عامه بر این عقیده اند که سیستم فعلی اعداد ما توسط نژاد اولیه یهود اختراع و سپس توسط اعراب تکمیل شد،ولیکن این حقیقت ندارد .در واقع استادان حق در آغاز زمان در جهان خاکی از سیستمهای عددی استفاده می کردند.

اعداد مقدس در اکنکارسمبل هایی بودند که به منشاءمقیاسهایی تعلق دارند که در پس پرده قانون آفرینش شکل ها و طرح های جهانهای پایین مخفی هستند.
اندیشه از این در بُهت می شود که مشاهده می کنیم قدرت به ظهور رسیدن قانون آفرینش تا بدین حد دقیق و توسط اعدادی که در سیستم معین به صراحت نقش بازی می کنند یک پیشامد کلامی و متعلق به زبان نیست،بلکه جوهره خود آن بوده و از ساختار ارگانیک آن ناشی می شود.
به این ترتیب نه زبان و نه سیستم عددی(محاسباتی)آن می تواند اختراع آدمی باشد،مگر اینکه به زبانی مقدم تر تعلق داشته باشد که بعدها از حیض انقطاع ساقط شده باشد.
ما می دانیم که سیستم ده دهی توسط بشر در ابتدایی ترین اعصار باستان مورد استفاده بوده است،زیرا تمامی بخشهای نجومی و هندسی زبان ساسِردوتال(Sacerdotal){زبان رمزی کشیشها}بر اساس عدد ۱۰ ساخته شده که خود تلقی است از دو اصل مذکر و مونث.
عدد ۱۰ که عدد مقدس هستی بود به عنوان رازی در تعلق حلقه های درونی حفظ شده بود.این تقدّس در رابطه به هر دو رقم یعنی واحد(مذکر)و صفر(مونث)یا دایره به آن اطلاق شده است.
قانون اعداد به حیطه شانس تعلق ندارد.اعداد ضریب های پرقدرتی در بکار بستن قانون الهی می باشند و به این علت هیچ گونه از اتواع گوناگون تاسیسات و تشکیلات بشری که در جهت افزایش منافع فردی به بهای رنج دیگران بنا شده باشد در نهایت موفق نخواهد بود.
برای مدت معینی ممکن است چنین چیزی به نظر بیاید،ولیکن دوام استقرار آن تا زمانی است که چرخه مربوط به آن ،ترکیب عددی خود را معکوس کرده و ماهیت حقیقی ارتعاشات خود را باز می گرداند و با صدا در آوردن نت کلیدی متعلق به آن جنبه از ظهور قانون الهی،بشارت و. رسالت حقیقی خود را تحقق می بخشد.
از روز آفرینش تا کتاب مکاشفات یوحنا ،تاکیدات عمده ای بر روی اعداد۷،۴،۳و۱۲قرار داده شده است.در کتاب مقدس هندو ها در وداها و اوپانیشادها یک عدد زیر هر آیه ای قرار دارد و اهمیت زیادی برای اعداد ۷،۳،۱قائل شده اند.بر اساس همین سیستم بود که واچ(vach)یا سخنرانی زرتشت (سخنان زرتشت )بنا شده بود.
ممکن نیست بشود به مقام استادی رسید و مسائل عمیقی را که در نوشتجات مذهبی مانند آنچه در بودیسم،مسیحیت،اسلام ،برهمنیسم یا زرتشتی آمده به طور کامل درک کرد،بدون اینکه شناختی از اهمیت اعداد فرا گرفته شود.
قدرت مانترام ها، اذکار و سرودها با قرائت از کتب مذهبی در رابطه با اعداد ،سیلابها و تعداد کلمات آن از هم متفاوت می باشد.وزن، ریتم و طول ارتعاشات و طنین مورد استفاده در این کلمات،علاوه بر معنای آن،قدرت تاثیراتش را افزایش یا کاهش می دهد.
میزان ارتعاشی زمزمه کلمات مقدس در اک بر مینای اعداد ۱۲،۹،۳و گاهی هم ۶۰تنظیم شده اند.ارتعاش بر پایه ۶۰بالاترین درجه ارتعاشی است که کسی می تواند به آن برسد،اگر کسی بتواند ارتعاشاتش را با دامنه هایی بر پایه هایی بالاتر از ۶۰ تنظیم کند،جسم او خاکستر می شود.
اگر کسی بتواند از کلمات و سمبل هایی استفاده کند که دلالت بر عدد ۶۰ دارند،امکان دارد عمری بسیار طولانی تر از آنچه برای آدمی منظور شده است بهرمند گردد.
اعدادی که در میزان ارتعاشی کسانی که واصل حلقه های اکنکار می شوند به کار گرفته می شود عموما بین صفر تا ۳ و گاهی ۶ و بعد ۹ و حداکثر ۱۲ است.به این دلیل که یک فرد نمی تواند تقاضای پذیرش به حلقه ای را بکند و تصور کند می تواند آن را دریافت کند.اگر میزان ارتعاشی آگاهی او برای پذیرش آماده باشد،ماهانتا ،استاد حق در قید حیات به نحوی از انحاءاو را مطلع خواهد کرد.
تمامی تجلی های زندگی در مسیر تراوش از جهان درون به بیرون از امتدا های هندسی معینی تابعیت میکنند مه پیرو قانونی از همان طبیعت است.گلها،درختان،فلزها و حتی جانوران و آدمیان در مسیر رشد از شکلهای مشخصی پیروی می کنند که در توصعه آنان منظور شده است.
گلها و گیاهان صاحب جلوه هایی هستند که بر مبنای عدد ۲ تاسیس شده اند.این عدد نماینده زیبایی و ظرافت است.در مطالعه دقیق تر در می یابیم که هر تیره ای از حیات در نوعی ارتباط هندسی با اک متجلی شده است و هر یک بیان درونی ارتباط روح است با اشیاء به کار گرفته اش.
این درخصوص یکایک افراد نوع بشر نیز مصداق دارد.با وجودی که عموما عدد ۳نماینده میزان ارتعاشی هر بشری بالشخصه می باشد،همه افراد به این میزان بالا نرفته اند.از نظر سطح آگاهی ،بعضی فراتر و بعضی دیگر فروتر از این میزان قرار دارند و این به عهده ماهانتا استاد حق در قید حیات ،می باشد که در هنگام پذیرش آنها را تا میزان لازم از حدّ ارتعاشی بالا بکشد بطوریکه بتوانند در حلقه های اکنکار پذیرفته شوند.
عدد ۳ کلمه ای مقدس است که در قالب جسم در آمده و در میان ما به سر می برد،زیرا این ضلع،قاعده و نیروی جاذبه است که مثبت و منفی را به هم وصلت داده و مثلث را کامل می سازد.هنگامیکه یک فرد به اقالیم بالاتر سفر می کند در می یابد تمامی زندگی تجلی تثلیث یا عدد ۳ است،ولی از آنجایی که بشر عادی هنوز ارباب تجلیات تعدد ۳در خود نگشته است،پس به ناچار تابع آن می باشد.
آنانی که با عدد ۳ سرو کار هوشیارانه دارند به زودی می آموزند که اداءکردن یک کلمه مترادف است با فراخواندن یک فکر و به حضور طلبیدن آن.دیگر اینکه قدرت مغناطیس بیان آدمی آغاز هرگونه تجلی در جهان های معنوی است.هر کلمه از بیان انسانی بی آنکه بیان کننده خود بداند برایش برکت محسوب می شود یا نفرین و بنا به تعبیری کلمات یا سمّی هستند یا شفادهنده .راز این تعبیر در حروفی هستند که تشکیل دهنده ان کلمه هستند و اعدادی به هر یک از این حروف منسوب می شود.
عدد ۶ عمدتا عدد نیروی اک در جهانهای روانی است و نیروی بازگشت تکاملی است.این عدد نمایشگر بی تکاملی و ناکاملی است.به این معنی که نشان دهنده بی قراری نیروهایی روانی و ناپایداری آنهاست.زیرا این نیرو ها نا کامل بوده و همواره در تغییر و تحول هستند که نشانه جستجو و طلب کمال است.
این عددی است که نماینده شش کالبد ماهانتا است که در تمامی طبقات در همان هیئتی به سر می برد که در شکل فیزیکی اش.این طبقات عبارتند از:فیزیکی، اثیری، علی، ذهنی ،اتری و روح.
این عدد همچنین نردبان خدا یا آنتاسکارانا(Antaskarana)می باشد که از طریق آن دواها(فرشتگان)یا نیرویهای ملکوتی دائما در حال رفت و آمد هستند.
عدد۶ از سوی دیگر در آدمی به عنوان بودهی(Boddhi) یا عقل سلیم ظهور می کند.اصلی از ارکان متعلق به روح که نمی تواند آرام گیرد تا روزی که خانه معنویش را بیابد و در عدد۱۲ به کمال دست یابد.این عدد با رازی سرو کار دارد که پنهان در روح است و آن را واردار می کند در جهانهای تحتانی دست از تقلا بر ندارد و به آن قدرت عمل دائمی ،بازسازی و فعالیت مستمر می بخشد.این همان فعالیت اک است.تا روزی که روح به کار در حیطه عدد شش مشغول نشود،صاحب پیشرفت معنوی نخواهد بود.
یکی از مظاهر عدد ۶ ستاره شش پری است که در هنگامیکه شخص از جهانهای روانی عبور می کند و وارد آتمالوک که بنا به عبارتی ششمین طبقه بوده و در عین حال ،نخستین از طبقات حقیقی معنوی است در چشم معنویش پدیدار می شود.

این همان ستاره آبی رنگ است که پال تو ئیچل در آثار مربوط به اکنکار در باره اش بسیار سخن گفته است.این ستاره سمبل و صوت و نور جاودان است و هر آنکس که بتواند در آن بسر برد خویش را مبرا از بیماری و فساد می یابد.به عبارت دیگر ،سلامت و هر آنچه همراه با زندگی در سطح بالاتر می باشد،ابتدا آنجا ظهور میکند که عدد ۶ نقش برتر دارد.
عدد ۹ که گاهی به طریق نهم اک موسوم است،جوهر خالص جوهر خالص جریان روحی است که از سوگماد بیرون می آیدو جریان اک یا جویبار قابل سماع حیات نام دارد.عمدتا عدد پذیرش است.زیرا هر آنکس که به وصل حلقه های اک نائل آید،عموما جوهر الهی را در هر یک از جهانهای پایین از فیزیکی تا آتما و در سه جهان اول طبقات خالص الهی به تجلی در می آورد.
در هر قدم که ما از سفر به مراتب بالاتر رشد می کنیم،نوعی پذیرش را پشت سر می گذاریم،ولیکن در اک ،پس از گذشتن از سه مرحله جزئی ،یک پذیرش عمده صورت می گیرد که باعث می شود چرخه تازه ای را در مراتب آگاهی آغاز کینم.
در هر یک از پذیرش های فرعی باید با نفس تحتانی یا شخصیت درون خودمون روی در رو شویم،ولیکن در پذیرش های کبری ،ما باید در خویش حقیقی مان در آتما ساروپ(کالبد معنوی -روحی)روبرو شویم.به همین علت ما در اکنکار با ضرائب ۳رو کار داریم.
در حالیکه عدد ۹ همیشه به مثابه عدد اسرار تلقی شده است ،گفته اند که تجسم قدرت سکوت یا آن خاموشی درون است که در آن تمامی فعالیت ها فرو می نشیندو پذیرش به صحنه تازه ای از حیات آگاهی را اعلام می دارد.درست مانند تاریکی پیش از فجر،هیجان مغناطیسی لحظه ای که آفتاب در آن سوی آسمان پنهان است،خاموشی پیش از طوفان یا مکثی که بین جزر و مد نهفته است.
ساعت نهم هم به عنوان دوره ای از زمان روز و هم به عنوان مرحله ای از تکامل روح،دوره ایست که از مقدس ترین و اسراری ترین اهمیت ها برخوردار است.
راس ظهر تمام نیروها روی طبقه فیزیکی متمرکز می شوند و به همین دلیل فعالیت عظیمی در کالبد فیزیکی بر پاست.این بهترین وقت برای خوردن یک وعده غذای مغذی و مقوی است،زیرا همانگونه که آفتاب سهمگین ترین قدرت خود را راس ظهر به طبیعت عرضه می کنددر جسم آدمی هم به همین منوال اثر می گذارد.
ظهر در ضمن مناسب ترین وقت برای فرستادن برکت معنوی به جهان در طبقه فیزیکی است،زیرا در این ساعت که فعالیت در حد بالاترین خود قرار دارد ،تاثیرات هر نیتی نیز به کمال است.
از ظهر تا ساعت ۳ بعد از ظهر یا در خلال ساعت نهم ،وقت آرامش و سکوت و هضم است.این سکوت هم برای هضم غذایی است که در ساعت ۱۲ تناول شده و هم برای هضم نیروهای معنوی که در طی ساعات مراقبه بر بدن وارد شده است بسیار مفید است.
عدد ۹ عدد نیروی خورشید است و می باید به این علت که فرد را از میان سلسله پذیرش ها به بالا می کشد،مقدس شمرده شود.اگر کسی بیاموزد که خویش را در رابطه با شگفتگی معنویش در سکوت نگهدارد،در می یابد در دوره این سکوت که حاوی عنصر عدد ۹ است،خویش درونیش سرعت گرفته است.
اگر از برقراری سکوت در این مرحله و دوره ها اجتناب کنددر مقابل خطر از دست دادن توسعه معنوی و روحانیش قرار می گیرد.زیرا یاوه گویان حراف به زودی خود را غرق در میان مشکلات و آزمایشهایی می یابندکه برایش آمادگی کسب نکرده اند و تعجب می کنند که چرا این همه بدشناسی نصیب آنها شده است .
تنها راه یافتن خرد و شادی از راه سکوت است. به زودی کشف می شود هر آن کس که انضباط سکوت را در خویش پرورش داده باشد ،دانش حکمت را زیر حکم خویش داشته و آماده عبور از پذیرش به حلقه نهم می باشد.
در اینجاست که استادان وایراگی شورای نه نفره مجاس خود را بر پا می کنند،این هیئت از نه نفر استاد اک تشکیل شده است که مامور شده اند تمامی امور جهانهای تحتانی را زیر نظر بگیرند و کلیه جنبه های آن از علم تا مذهب را شامل می شود.این جنبه هاحِکَم نه گانه( حکمتهای نه گانه) نام دارند و این استادان مسئولیت آنها را به عهده دارند.فقط روحهای بسیار پیشرفته می توانند در محضر این اساتید آموزش ببینند.
عدد ۱۲ صاحب ویژگی های بسیاری در اکنکار ودانش باستانی سفر روح می باشد.گفته اند تمامی زندگی بشری ،همنگونه که حیات معنوی وی،بر اساس این عدد تشکیل یافته است.برای مثال:
هر استاد حقی که تا به حال به این جهان پا گذاشته،عموما ۱۲ مرید داشته و ماهانتا همواره ضمانت اشاعه و ادامه پیام و رسالتش راتوسط ۱۲ نفر از میان ۷۲ مرید وفادارش ممکن می بیند.
۱۲آزمون مشقت برای هر چلایی وجود دراد،۱۲ سنگ قیمتی وجود دارند که نشانگر ۱۲ ماه سال می باشند.۱۲نمک در طب هومیوپاتیک معدنیات اصلی را تشکیل می دهند،۱۲ پوند در هر اونس طلا در اصل وجود دارد،همچنین هر فوت دارای ۱۲ اینچ است،الماس که گوهر اصلی چرخه اک ویدیا است دارای ۱۲ تبلور در هر مولکولش می باشد،چرخه حیات اک ویدیا دارای ۱۲ پره می باشد،و ۱۲ ماه مجموع دوره سالیانه زندگی آدمی را می سازد،هر دوره از چرخ زندگی انسان دارای ۱۲ سال است که در پایان هر یک شیمی(کیمیای)جسم او تغییر حاصل می کند.
عدد۱۲ عدد پایانی و نشانگر تکامل از طریق پذیرش به بالاترین طبقه،طبقه سوگماد ،اقیانوس عشق و رحمت است.روح واصل اکنون به مثابه یک همکار مسئول با مقام متعال قدم پیش می گذارد.به عنوان واصل حلقه تعالی ،او می باید جایگاهی را در نظام باستان وایراگی به منزله عضوی که عهده دار حفاظت و نگهبانی از تمامی وجود ها و عناصر آگاه در سراسر جهانهای خدائی است گردن گیرد.
عدد ۱۲ که دوره اکبر نام دارد ،تمامی دوره های عدد۳ را که دوره های درونی هستند در خود جای می دهد.همچنین عدد ۱۲ خود آغاز دوره بزرگتری است که به ۶۰ پایان می گیرد.اصل فعال همه تجلیات حیات از این عدد مشتق می شوند.
با تکرار دوباره عدد۱۲ دوره های تکامل و تجربه در سراسر دوره های تحول روح در مسیر شگفتگی اش ظاهر می شوند.همان دوره های عظیمی که روح در مسیر تجربیاتش بدانها نیاز دارد.هر یک از دوره های ۱۲گانه که به پایان می رسد،ارزش آن به تناسب رقمهای ضرائب ۴۸،۳۶،۲۴و...بالا می رود.
در عین حال،دوره های بزرگتر با اضافه کردن اعداد ۶۶۰و ۱۲۰۰و حتی فراتر از آن حاصل می شود.روح از میان تناسخات اصغر سفر خود را ادامه می دهد و هر بار از مرحله ای عبور میکند که معیار پیشرفت آن در دستگاهی با اضافات عددی ۱۲ تعیین می شود.
البته بحث در مورد عدد۱۲ بسیار مفصل تر می باشد که در حوصله این بحث نمی گنجد و دوستان می توانند در کتاب اک ویدیا بحث را دنبال کنند.
عدد ۶۰ یکی دیگر از اعداد مهم در کارهای اک ویدیا است.این عدد در چرخه ای مستتر است که به چرخ زندگی یا چرخ اقبال موسوم است.این همان است که در عمل به قلب سوگماد؛مکان به سر بردن مقام ناشناخته متعال موسوم است.در آن جاست که ماهانتا استاد حق در قید حیات زاده میشودو در قالب خدا مرد به جهانهای فلکی گسیل میگردد.
این عدد ۱۲ می باشد که ۵ بار تکثیر شده و و والامقام ترین پیشوایان را حیات می بخشد تا با حضور خود در جهان نوع بشر را ارتقاءبخشد.این محتوای کارهای اک است که از درون قلب سوگماد تراوش می کند.آن دسته از آموزشهای پنهانی که تمامی دیگر مذاهب و فلسفه ها در آن جداشده اند و مبنا و جوهر حیات است.
در اک اعداد فرد مقدس شمرده میشوند به این دلیل که هرگاه آنها را به دوبخش کنیم،دستآخر عدد۳را می یابیم که بی تغییر باقی مانده و بین فرد و مقام متعال واقع شده.
اعداد زوج می توانند به دو جزءتقسیم شوند که نشانه دوگانگی در آفرینش بوده و عدد ۱ را که نمایشگر وحدانیت الهی است از خود نمود نمی دهند.بنابراین اعداد زوج همیشه قابل اندازه گیری توسط یک جفت سلسله متضاد هم می باشند،ولیکن اعداد فرد به این تجزیه تن در نمی دهند،مگر با حضور عدد۱در میان این دو سلسله.
در عین حال عدد ۱ تجلی مقام تجلی نشده اوست،نماینمده ،آغاز زندگی نیز می باشد.با این وجود این عدد ۳ است که سر آغاز تحول به سوی کمال در زندگی است و بیش از معدودی آمادگی این را ندارند که حقایق برتر مستتر در آن را در خود به ظهور رسانند تا روزی که از وصل به حلقه سوم برخوردار شوندکه آن هم در مکتب اکنکار قابل دریافت است.
عدد ۵ نیز در میان استادان اک از اهمیت خاصی برخوردار است.عدد۵ در جهانهای روانی در رابطه با ارکان فیزیکی و ذهنی آدمی از تاثیرات بسیار مهمی سرشار است.این عدد نقش سازنده ای در ماهیت سیستم عصبی سمپاتیک و حیطه های درایت و اشراق داراست.به همین ترتیب عدد۵ توازن و تعادل درون اقلیم خصوصی و درونی فرد است که آمادگی او را جهت حرکت به سوی اقلیم بالاتر نشان می دهد.
۵نقطه ستاره پنج پر تاکیدی دارد بر ۵ طبقه،۵ فضیلت که عبارتند از قناعت،همدردی،پرهیزگاری(پارسایی)،بردباری و سیرت نیک،۵ نفسانیت مرگ بار ذهن که عبارتند از شهون،خشم،طمع،وابستگی و خودستایی.

به این ترتیب کشف می کنیم که عدد۶۰ اصل حیات بخش زندگی است.روح به انگیزش این عدد در می یابد که خود از همان قماش اصل آفریننده ای است که به وی روشنگری عطاءکرده است .
عدد۶۰ با همهچیز در همه کیهانها ارتباط دارد و هیچکدام را گریزی از تاثیر آن نیست.این عدد می تواند خود را کثرت یا کاهش دهد،ولیکن ضرورت چندانی به این عمل نیست،زیرا وحدت وجود متعال خود را در مجموعه های خود به شیوه ای ظاهر می کند که وحدانیتش در همه اشیاء،همه هستی ها و موجودات در سراسر جهانهایش به خودی خود به نمایش در می آید.
عدد ۷ که به وصل به حلقه هفتم اشاره دارد،شاخص نحوه ای است که قانون الهی خود را در ۷جنبه بارز در جهانهای خدا به ظهور می رساند.
در یک عبارت کلی ،اعداد پیش از عدد ۱۰ و خود آن با جهانهای تحتانی سرو کار دارند،لااقل ارتباطی را مشخص می سازند مابین نواحی روانی و معنوی.ولیکن پس از اینکه شخص از پذیرش های اولیه عبور کرده و به حلقه های نهم و دهم وارد شود،تجربه های باشکوه و پرهیبتی را می یابد و آن پیروز شدن بر همه چیز در زندگی استو دیگر برگشتی در زندگی برایش وجود ندارد.
عدد ۸ عددسیر تکاملی است و با حکمت مارپیچ دوره ها ارتباط دارد.این نقطه تعادلی است که روح در آن مورد ارزیابی قرار می گیردتا معلوم گردد،آیا باید بازهم جهت تجربه و تکامل بیشتر به جهانهای تحتانی بازگشت کند یا خیر.
عدد۱۰ توسط باستانیان سیستم دهدهی نامیده می شد.زیرا آنان از آن فرتر نمی رفتند.اما این عملا سرچشمه حیات است یا همان جویبار اک که تا ابد در جهانهای خدا جاری است.
عدد۱۱عدد آموزش است،چه در وضعیت کسب آموزش در زمینه های هنرهای حکمت باستان و چه در نقش استادی که آموزش می دهد.


